تغییر نگرش
مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست من نمی توانم مسیر باد را تغییر دهم ولی می توانم بادبانها را به گونه ای تنظیم کنم که همیشه به مقصدم برسم ...........که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي گریه شام و سحر شکر که ضایع نشد قطره باران ما گوهر یکدانه شد من زمان زيادي در سيرک زيسته ام نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند .پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی . من برای تنفر از کسانیکه از من متنفرند وقتی ندارم زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانی هستم که من را دوست دارند من دلم ميخواهد
خانهاي داشته باشم پر دوست
کنج هر ديوارش
دوستهايم بنشينند آرام
گل بگو گل بشنو...؛
هر کسي ميخواهد وارد خانه پر عشق و صفايم گردد يک سبد بوي گل سرخ به من هديه کند شرط وارد گشتن شست و شوي دلهاست شرط آن داشتن يک دل بي رنگ و رياست... بر درش برگ گلي ميکوبم روي آن با قلم سبز بهار مينويسم اي يار خانهي ما اينجاست تا که سهراب نپرسد ديگر " خانه دوست کجاست ؟ " (( فريدون مشيري ))
زندگی حاصل فشارهای سخت است، اگر لیاقت الماس شدن دارید از فشارهای سخت نترسید دلفروشان , دل به بازار رفاقت میبریم هرچه داریم میفروشیم و رفاقت میخریم • افراد شاد، بهتر از دیگران كار میكنند: فکر کنید که واقعا طالب آن هستید. زندگی دشمن شما نیست اما طرز فکرتان می تواند دشمن شما باشد سنگی که طاقت ضربههای تیشه را ندارد، لایق تندیس شدن نیست. در مقابل سختیها مقاوم باش اگر خودت شایسته تندیس شدن هستی. باغ هم اگــر باشی... به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه میجویی،گاه اقبالی بزرگ است.
به دور از جدي بودن باشيم
وهميشه وهر لحظه براي بند بازان روي ريسمان لرزنده نگران بودم.
اما اين حقيقت را بگويم که مردم بر روي زمين استوارو گسترده
بيشتر از بند بازاني که روي ريسمان لرزنده هستند سقوط مي کنند.






از موارد زیر را امتحان کنید و تشخیص دهید که وضععتان به چه صورت است و تا چه حد موفق هستید.
1- اسامی را از یاد نبرید. نام افراد برایشان خیلی مهم است . فراموش کردن اسم آنها باعث می شود فکر کنند
براییتان ارزشی ندارند و علاقه ای به آنها ندارید.
2- آرام باشید و اجازه بدهید دیگران در کنار شما احساس آرامش و راحتی کنند. سعی کنید جوی ایجاد نکنید که دور و برشما بودن را مشکل کند . هیچ کس دوست ندارد , با کسی که ناراحت و معذب است ارتباط داشته باشد.
3- سعی کنید خونسرد باشید . اجازه ندهید چیزهای کوچک و ناچیز شما را آزار دهند.
4- خودخواه نباشید و هرگز وانمود نکنید که همه چیز می دانید . تلاش کنید تا از اطرافیانتان چیزهایی یاد بگیرید ,
و برای عقاید دیگران ارزش قائل شوید.
5- سعی کنید فردی جالب و جذاب باشید, دیگران را تحت تاثیر قرار دهید و محرک آنها باشید. از خود فردی بسازید که دیگران دوست دارند, دور و بر او باشند.
6- خشن یا خشک نباشید. یاد بگیرید چگونه مهربان , خیر خواه و مودب باشید.
7- صلح جو و صلح طلب باشید. غم و اندوه را از بین ببرید. از صمیم قلب سعی کنید هر گونه سوء تفاهمی را بر طرف کنید..
8- از اشتباهات دیگران بگذرید و سعی کنید دیگران را دوست داشته باشید و آنقدر تمرین کنید تا به صورت عادی و طبیعی در آید.
9- به دیگران کمک کنید تا پیشرفت کنند. تشویق و حمایتشان کنید به آنها تبریک بگویید و بگذارید بدانند چرا از آنها تقدیر می کنید.
10- نیروی معنوی را در خود گسترش دهید تا به دیگران هم نیروی مثبت منتقل نمایید.
سعی کنید با هر کسی که روبرو می شوید این نیروی مثبت را با او شریک شوید ایا در تمام این موارد موفق بوده اید؟ من باید اعتراف کنم که هرگز نتوانستم این گونه باشم. باز هم راه زیادی پیش پای خودم دارم. دکتر پیل در
سن 90 سالگی اعتراف کرد که خود او نیز باید روی برخی از این موارد کار می کرد. نکته مهم این است که او همیشه در سعی و تلاش بود تا موفق شود, شما چطور؟
1_سعی کنید برای تغییر دادن دیگران زیاد تلاش نکنید،چون اثر منفی دارد و به خودمان برمیگردد.
2_نسبت به کسانی که تملق شما را میکنند زیاد خوشبین نباشید، چون طرف مقابل یا سرتان کلاه گذاشته یا خواهد گذاشت.
3-به کسی که لباس نو پوشیده حتما تبریک بگویید، چون انرژی مثبت در اون لباس است.
4_هر گاه امواج منفی نسبت به دیگران به ذهنتان اومد لباسهایتان را دراورید و حمام کنید و حتما لباسهایتان را با دست بشویید.
5_روزهای تولد دوستان و اقوام را در تقویم یادداشت کنید.
6_گوشی تلفن را جدی و با نشاط بردارید.
7_در مورد چیزهای ناراحت کننده زیر سقف صحبت نکنید ،زیرا در آن مکان موج منفی می ماند.
8_هیچگاه در کار اجبار نباید باشد، باید کار در حد اختیار باشد.
9_موقییت هایی که به شما می رسد بی علت نیست، پس همیشه قدرش را بدانید و ظرفیتش را داشته باشید،پس محکم داشته باشید،پس محکم بچسبید.
10_افکار ما گفتار ما را شکل می دهد و گفتار ما رفتار ما می سازدو رفتار ما عادتهای ما را پرورش می دهد وعادتها هویت را می سازد ودر نتیجه سرنوشت ساخته می شود.
دوری کسی راکه دوستش دارم
تحمل کنم اما وفا به من یاد دادهرگز کسی را که دوستش دارم فراموش نکنم
شاد بودن نه تنها مراحل زندگی هر فرد را تحت تاثیرات مثبت قرار می دهد بلکه در محیط کار نیز همین شاد بودن در جهت هر چه بهتر انجام شدن کار نقش بسزایی دارد. بطوریکه انرژی مثبتی که از یک فرد شاد انتقال می یابد اثرات معجزه آسایی دارد که نگو و نپرس :
- افراد شاد، حامل پیامها و رفتارهای شادیبخش هستند و در محیط كار، روابط خوبی با همكاران دارند در نتیجه:
- در كار گروهی، همكاری بهتری خواهند داشت.
- اگر مدیر باشند، روابط خوبی با كاركنان دارند.
- اگر در مشاغل اداری و خدماتی باشند، مشتریان راضیتر خواهند بود.
- اگر در بخش فروش باشند، میزان فروش بیشتری خواهند داشت.
• افراد شاد، خلاقترند:
اگر افراد در یك روز كاری، دارای خلقوخوی شادی باشند، به احتمال زیاد نسبت به روزهای دیگر، خلاقتر هستند. از نظر فرآیند شناختی، افراد شاد به لحاظ روانی، منعطف و گشوده ذهن بوده و تفكر خلاق دارند.
• افراد شاد، بهجای آنكه مرتب شكایت كنند مشكلات را حل میكنند:
وقتی شغل خود را دوست نداشته باشید، هر كپهی خاك بهنظر یك كوه میآید. دشوار است بتوانید هر مشكلی را بدون زحمت و تلاش و فقط با نقزدن حلكنید. شادبودن موجب میشود که به مشكلات، از جنبههای مختلف بنگرید.
• افراد شاد، انرژی بیشتری دارند:
افراد شاد، از انرژی بیشتری برخوردارند بنابراین بهتر میتوانند از عهدهی كارها برآیند.
• افراد شاد، خوشبینترند:
افراد شاد، مثبتاندیشتر و دارای چشمانداز مثبتی هستند. دكتر "مارتین سیلگمن" خوشبینی را روشی برای موفقیت و بهرهوری بیشتر میداند.
• افراد شاد، باانگیزهترند:
انگیزهی كم بهمعنی بهرهوری پایین است. یكی از روشهای مطمئن افزایش انگیزش در افراد، تقویت روحیهی شادابی در آنان است.
• افراد شاد، كمتر بیمار میشوند:
اگر شغلتان را دوست نداشته باشید، احتمال اینكه به بیماریهایی مانند دیابت، فشارخون، سردرد، زخم معده، دیسك كمر و... مبتلا شوید، زیاد است. افراد غمگین، بیشتر مستعد استرسها و افسردگیهای شغلی هستند. نتایج مطالعهای كه در زمینهی تأثیر فشارهای شغلی بر سلامت در میان بیش از دوهزارنفر از پرستاران در "آمریكا" صورتگرفت، نشانمیدهد پرستارانی كه شغل خود را دوست ندارند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به سایر بیماریها هستند و سلامت جسمی و درمانی آنان، بیشتر از كمتحركی و سیگاركشیدن، در معرض خطر میباشد.
• افراد شاد، آموزشپذیرترند:
وقتی شاد و در كمال آرامش هستید، ذهنتان برای یادگیری مطالب جدید، آمادهتر است؛ درنتیجه بهرهوری افزایش مییابد.
• افراد شاد، كمتر نگران خطاكردن هستند؛ در نتیجه كمتر مرتكب خطا میشوند:
وقتی در محیط كار، شاد هستید، خطاهای تصادفی، كمتر شما را دچار هراس میكند؛ به خودتان مسلط میشوید و از این خطا پند میآموزید و به كارتان ادامه میدهید، به دیگران نمیگویید: "دست و پایم را گمكردهام، كار را شما ادامه دهید"؛ بلكه استوار و محكم مسؤولیت خطا را پذیرفته، عذرخواهی كرده و آن را جبران میكنید. این نگرش همراه با آرامش، بدین معنیست كه احتمال بروز خطا را كم كردهاید.
• افراد شاد، بهتر تصمیم میگیرند:
روشهای كاری افراد غمگین، حادثهساز است چون تمركز حواس كافی ندارند، در چارچوب اهداف سازمان فعالیت نمیكنند و اینكه آنی تصمیمبگیرند، زیاد است؛ برعكس افراد شاد، تصمیمات بهتر و منطقیتری میگیرند و در كارشان همیشه اولویتبندی وجود دارد.

شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره آن بیشتر فکر می کنید. پس همیشه درباره چیزهایی
و مرگش خاموشي آن!!!
... بنـــــــــگر در اين فاصـــــــله چـه كـــــــــردي ؟!!!...
گــــــــرمـا بخـشـــــيدي؟
تصمیم گرفت با همان یک دلاری که در جیب داشت ناهار ارزان قیمتی بخورد و راهی شرکت شود.
چند رستوران گران قیمت را رد کرد تا به رستورانی رسید که روی در آن نوشته شده بود: ”ناهار همراه نوشیدنی فقط یک دلار”.
جانی معطل نکرد، داخل رستوران شد و یک پرس اسپاگتی و یک نوشابه برداشت و سر میز نشست.
گارسون برایش دو نوع سوپ، سالاد، سیب زمینی سرخ کرده، نوشابه اضافه، بستنی و دو نوع دسر آور
و به اعتراض جانی توجهی نکرد که گفت: ”ولی من این غذاها رو سفارش ندادم.”
گارسون که رفت جانی شانه ای بالا انداخت و گفت: ”خودشان می فهمند که من نخوردم!”
اما جانی موقعی فهمید که این شیوه آن رستوران برای کلاهبرداری است که رفت جلو صندوق
و متصدی رستوران پول همه غذاها رو حساب کرد و گفت ۱۵ دلار و ۱۰ سنت.
جانی معترض شد: ”ولی من هیچ کدوم رو نخوردم!” و مرد پاسخ داد ”ما آوردیم، می خواستین بخورین!”
جانی که خودش ختم زرنگ های روزگار بود، سری تکان داد و یک سکه ۱۰ سنتی روی پیشخوان گذاشت
و وقتی متصدی اعتراض کرد، گفت: ”من مشاوری هستم که بابت نیم ساعت مشاوره ۱۵ دلار می گیرم.”
متصدی گفت: ”ولی ما که مشاوره نخواستیم!” و جانی پاسخ داد: ”من که اینجا بودم! می خواستین مشاوره بگیرین!”
و سپس به آرامی از آنجا خارج شد.
تنــها باشی..
سبز نمی مانی ...!
مجازیست، اما وجود دارد
ناهموار و کمی سر بالایی ...
نگاهش کن ... اگر گام در مسیرش نهاده باشی
بعد از سومین گردنه چشم انداز زیبایی از طبیعت را به تو نشان می دهد
و با زبان سفر با تو سخن خواهد گفت ...
| Design By : Pars Skin |






